پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - کتابشناخت
کتابشناخت
معرفى "سيره پيامبر اسلام (ص)" به دنياى انگليسى زبان
نويسنده: عبدالغفار حسن
قيمت: ٩٩/٨ پوند
ناشر: انتشارات كعبه (بنياد اسلامى)
انتشارات "كعبه" انگلستان در ژوئيه ٢٠٠٩ (ماه جارى) كتابى را با عنوان "سيره پيامبر اسلام (ص)" منتشر مىكند كه ترجمهاى است از گزيده ٣٩٣ حديث و سنت حضرت محمد (ص) به زبان انگليسى و در عين حال، تفسيرى را نيز در توضيح معناى اين احاديث در بر مىگيرد.
اين گزيده جامع موضوعاتى نظير ايمان، پرستش، اخلاق و شخصيت، اصول اخلاقى، جامعه، قانون و سياست در اسلام را در بر مىگيرد. متن اصلى اين كتاب در دهه ١٩٥٠ ميلادى توسط شيخ عبدالغفار حسن پاكستانى در دهلى و به سفارش سيد ابوالعلى مودودى، متفكر مسلمان مشهور پاكستانى به تأليف درآمد. عبدالغفار حسن اين كتاب را بر اساس "مسكات المصابح" خطيب تبريزى به رشته تحرير درآورده بود.
متن عربى احاديث و سنت پيامبر اسلام (ص) نيز ضميمه متن انگليسى كتاب "سيره پيامبر اسلام (ص)" شده و در عين حال، فهرستى از سطر اول احاديث نيز به منظور دسترسى آسانتر به آنها در ضمائم كتاب موجود است.
اين كتاب را مىتوان معرفى جامع و موجزى از آموزههاى پيامبر اسلام (ص) به دنياى انگليسى زبان به شمار آورد.
معرفى نويسنده
شيخ عبدالغفار حسن، اسلامپژوه برجسته پاكستانى، تا پيش از وفاتش در ماه مارس ٢٠٠٧ در اسلامآباد پاكستان، مقالات و كتابهاى متعددى را در حوزه اسلامشناسى به رشته تحرير درآورد كه از مهمترين آنها مىتوان به كتابهاى "گزيده احاديث حضرت محمد (ص)"، "مقام زن در اسلام"، "واقعيت دعا" و "عظمت احاديث" اشاره كرد. او به سال ١٩١٣ ميلادى در امرپور، از قصبات مظفرنگار پاكستان متولد شد. پدر، پدربزرگ و ديگر اعضاء خانوادهاش نيز هر يك از اسلامپژوهان برجسته عصر خود بودند. عبدالغفار حسن تحصيلات دانشگاهىاش را در دانشگاههاى لاكنو و پنجاب به پايان برد و در سالهاى ١٩٣٥ و ١٩٤٠ به ترتيب از هر يك از اين دانشگاهها فارغالتحصيل شد. به مدت هفت سال به تدريس حديث، زبان عربى و علوم وابسته به آن در مدرسه رحمانيه دهلى روى آورد و سپس تا سال ١٩٦٤ به عنوان مدرس مدرسه كوثرالعلوم و ديگر مؤسسات آموزشى واقع در سراسر پاكستان از جمله شهرهاى لاهور، سيالكوت، راوالپيندى، فيصلآباد و كراچى به فعاليت پرداخت. در ١٩٦٤ از او دعوت شد كه در جامعه اسلاميه مدينه منوره به تدريس بپردازد و او ١٦ سال از عمر خود را به عنوان مدرس حديث، علوم الحديث و اعتقادات اسلامى در آنجا گذراند. در طول اين مدت، در دانشكدههاى شريعت، اصول الدين و كليات الحديث نيز كلاسهاى درسى داشت. سپس در خلال سالهاى ١٩٨١ و ١٩٨٥ در دانشكده تحصيلات اسلامى به تدريس پرداخت.
معرفى ناشر
انتشارات "كعبه" ناشرى جديدالتأسيس در انگلستان است كه به صورت تخصصى كتابهايى را درباره دين مبين اسلام، هنر اسلامى، آموزش اسلام به كودكان، قرآن، اقتصاد اسلامى، جامعه و سياست اسلامى، تاريخ اسلام، حديث و روحانيت منتشر مىكند و همكارى مستقيمى با "بنياد اسلامى" انگلستان در زمينه انتشار كتاب دارد.
منابع:
وبسايت انتشارات كعبه
وبسايت بنياد اسلامى
انتشار كتابى تازه در نقد ناتوراليسم ماترياليستى
ناتوراليسم شكست خورده است
انتشارات SCM-Canterbury يكى از مطرحترين ناشران كتابهاى مذهبى در بريتانياست كه هر سال بيش از ١٠٠ عنوان كتاب از برجستهترين نويسندگان مذهبى جهان منتشر مىكند. اين ناشر بيش از يكصد سال است كه مشهورترين ناشر بريتانيايى در چاپ كتابهاى دانشگاهى و مرجع حوزه الهيات به شمار مىآيد و بسيارى از كتابهاى مذهبى پرفروش قرن بيستم مُهر انتشارات SCM را بر خود دارند، همچنان كه ترجمه انگليسى آثار پيشگامان علم الهيات در جهان براى نخستين بار توسط اين ناشر به دنياى انگليسى زبان راه يافتهاند.
انتشارات SCM سىام مه ٢٠٠٩ (نهم خرداد ١٣٨٨) كتابى ٢٢٤ صفحهاى را با عنوان "شخصيت انسانها و شكست ناتوراليسم" در نقد ناتوراليسم ماترياليستى و به قلم جيمز پورتر مورلند، فيلسوف و الهىدان سرشناس آمريكايى و منتقد سرسخت ماترياليسم و ناتوراليسم منتشر كرد.
اين كتاب در مجموعه Veritas انتشارات SCM جاى گرفته است كه كتابهايى را در بر مىگيرد كه بحثهاى مطرح ميان فيلسوفان، متخصصان الهيات، زيستشناسان، اقتصاددانها و ديگر متفكران جهان امروز را به شكلى انتقادى زير سؤال مىبرند. اين مجموعه با هدف اثبات اين اصل كه بدون در نظر گرفتن نظريات متخصصان الهيات، يك جاى خالى برگ در حوزههاى فلسفه، زيستشناسى، اقتصاد و ... به وجود مىآيد، تهيه شده است. ناشر همچنين با پرهيز از هر گونه تعصب، ناتوراليسم را يكى از مباحث مهم فلسفه معاصر دانسته كه نويسنده در اين كتاب، نقد قابل قبولى را درباره آن ارائه داده است.
ديدگاه كارشناس
١- شاهكارى عليه ناتوراليسم
از زمان انتشار كتاب "شخصيت انسانها و شكست ناتوراليسم" تا به امروز، متخصصان برجستهاى در ستايش آن سخن گفتهاند كه از آن جمله مىتوان به چارلز تاليافرو، نويسنده كتاب "آگاهى خداوند" و استاد كالج سنت اولاف اشاره كرد كه كتاب پروفسور مورلند را شاهكارى در حوزه انتقاد شفاف، اقناعى و قابل فهم عليه ناتوراليسم دانسته است. او خواندن اين كتاب را به تمام افراد علاقهمند به فلسفه ذات بشر و بحثهايى كه امروز در حوزه خداشناسى و ناتوراليسم مطرح است، توصيه مىكند.
٢- پردهبردارى از عجز ناتوراليسم
هاوارد رابينسون، پروفسور فلسفه دانشگاه سنترال يوروپين بوداپست، فيلسوف ديگرى است كه از كتاب جديد مورلند دفاع كرده است: "چند سالى است كه ناتوراليسم ماترياليستى به دانش معيار در فلسفه و در ميان اغلب افراد طبقه تحصيلكرده اجتماع تبديل شده است. در عين حال، بحثهاى جدى فلسفى كه عليه اين ايدئولوژى مطرح شده نيز كم نبوده است، اما متأسفانه اين بحثها اغلب به طور بسيار پراكنده و جداگانه طرح شدهاند. پس مىتوان گفت كه خدمت بزرگى كه پروفسور مورلند در اين زمينه انجام داده، اين است كه تمام اين بحثهاى مخالف ناتوراليسم را در يك كتاب گرد آورده و عقيده خاص خودش را نيز در اين باره و به صورت بحثى بسيار تأثيرگذار عليه ناتوراليسم مطرح كرده است."
به عقيده رابينسون، پروفسور مورلند در اين كتاب ثابت كرده است كه ارائه تصويرى ماترياليستى از دنيا نمىتواند با اغلب پديدههاى اصلى زندگى بشر تطابق داشته باشد. به طور مثال، ماترياليسم در تعريف مفاهيمى چون "خودآگاه"، "آزادىاراده"، "خردگرايى"، "شخصيت انسان" يا هر يك از ارزشهاى ذاتى انسان هيچ جايگاهى ندارد. ماترياليسم در عين حال نمىتواند اين واقعيتهاى انسانى را تكذيب كند و به هيچ شيوه قابل قبولى نيز قادر به بيان علل آنها نيست.
اين فيلسوف به فهرست موارد شكست ناتوراليسم، فقدان تعريفى منطقى از دنياى مادى را هم مىافزايد و معتقد است كه پروفسور مورلند شيوه بسيار خوبى را براى بيان اين حقيقت برگزيده است كه ناتوراليسم هرگز نمىتواند به عنوان ديدگاهىجدى در جهان امروز مطرح شود، چرا كه ديدگاههاى فلسفى سنتىتر و خداشناسانه در اين زمينه بسيار پاسخگوتر بوده و هست.
٣- آشكار كردن عمق وجه مادى و غيرمادى وجود انسان
استوارت گوئتز، پروفسور كالج سنت اورسينوس نيز درباره اين كتاب مىگويد: "كتاب جالب توجهى است براى خواندن. مورلند در فصل، فصل اين كتاب با پيروى از اسلوبى مشخص نشان داده كه ناتوراليسم، اصلى را كه به وضوح درباره ما صدق مىكند، رد كرده است و آن اصل اين است كه ما داراى روحهايى آگاه و خردگرا هستيم كه قادرند در زمينه اهداف مختلف انتخابهاى مختلف و غير قابل پيشبينى داشته باشند."
پروفسور گوئتز مىافزايد: "قدرت اين كتاب در شيوهاى نهفته است كه نشان مىدهد بر اساس ديدگاههاى ناتوراليستى، انسانها چقدر غير قابل درك مىشوند. مورلند با بحث دقيقى كه در صفحه، صفحه اين كتاب پيش مىبرد، به همه ما نشان مىدهد كه وجه غير مادى و مادى وجود ما داراى چه عمقى است."
٤- يك هنرنمايى تمام عيار
ئى. جى. لو، فيلسوف ديگرى است كه به ستايش كتاب مورلند پرداخته است. او كه پروفسور فلسفه دانشگاه دورهام است، در اين باره مىنويسد: "كتاب تازه جى. پى. مورلند يك هنرنمايى تمام عيار است. او توانسته است در شش فصل روشن، موجز و فشرده، اعتراض عميقى را نسبت به تلاشهايى كه فيلسوفان ناتوراليست مدرن براى تعريف خودآگاه، آزادى اراده، خردگرايى، شخصيت و اخلاق انسانها بر اساس نظريهاى كاملاً مادى انجام دادهاند، آشكار كند. او به اين ترتيب به خواستههاى روشنفكران از علم الهيات به طرز قابل توجهى پاسخ داده است. خواندن اين كتاب براى تمام دانشمندان بىتعصب علوم ماوراء الطبيعه، فيلسوفان و الهى دانها ضرورى به نظر مىرسد."
جى. پى. مورلند كيست؟
پروفسور جى. پى. مورلند هماكنون به تدريس فلسفه در دانشكده الهيات تالبوت دانشگاه بيولاى كاليفرنياى جنوبىاشتغال دارد. او مدرك دكترى اش در رشته فلسفه را از دانشگاه كاليفرنياى جنوبى دريافت كرده است. مورلند يكى از پركارترين نويسندگان، سخنوران و فيلسوفانى است كه درباره الهيات و دين مسيح داد سخن دادهاند. او بيشتر به خاطر استدلالهايى كه در دفاع سرسختانه از الهيات و نقدهايى كه درباره ماترياليسم و ناتوراليسم ارائه كرده، به شهرت رسيده است. مورلند از اعضاء برجسته مؤسسه "اكتشافات علمى، فرهنگى" است كه به عنوان قطب جنبش طراحى هوشمند از آن ياد مىشود. او كتابهاى متعددى را در حوزه الهيات به رشته تحرير درآورده كه از مهمترين آنهاست: "جسم و روح: طبيعت انسان و بحران اخلاقيات" (٢٠٠٠)، "تحليل انتقادى ناتوراليسم" (٢٠٠٠)، "مسيحيت و طبيعت علم" (١٩٨٩)، "بحث زندگى و مرگ: مسائل اخلاقى روزگار ما" (١٩٩٠) و "پروردگارت را با عقلت دوست بدار: نقش استدلال در زندگى روحانى" (١٩٩٧).
منابع:
وبسايت انتشارات SCM-Canterbury
وبسايت آمازون
گفتوگو با جى. پى. مورلند نويسنده كتاب»شخصيت انسان و شكست ناتوراليسم«
ناتوراليسم به انفعال و اعتياد انسانها مىانجامد
تصور كنيد كه بورسيه يك دانشگاه بسيار معتبر براى تحصيل دكترى شيمى هستهاى به شما تعلق گرفته باشد و آن وقت آن را رها كنيد و به ترويج خداپرستى روى بياوريد. پروفسور جى. پى. مورلند، استاد فلسفه دانشكده الهيات تالبوت دانشگاه بيولاى كاليفرنياى جنوبى، كسى است كه پا را از تصوراتش فراتر گذاشته و آنها را محقق كرده است - او همان شخصى است كه سعى داشتيد خودتان را به جاى او تصور كنيد.
جهانبينى ناتوراليستى چگونه است؟ لطفاً كمى درباره آنچه ناتوراليسم از آن دفاع مىكند، توضيح دهيد.
ناتوراليسم وجوه مختلفى دارد، اما اگر كسى بخواهد آن را به عنوان جهانبينيِ برتر از جهانبينيهاي مطرح شده در نظريههاى مخالفش مطرح كند، آن وقت است كه مشخصاتش را بر اساس تفسيرى كه اغلب از آن مىشود، اين گونه مىتوان برشمرد:
(١) رويكردى صرفاً علمى كه مىگويد تمام چيزهاى واقعى، مادى هستند و دانش فقط آن چيزى است كه از طرق علمىقابل كشف است.
(٢) نظريهاى كه ريشه در داستانى دارد كه اساس آن را اتفاق تشكيل مىدهد؛ داستانى كه مىگويد همه چيز در نتيجه فرآيندهاى تركيبى و آرايش مجدد موجودات ميكروسكپى براى تشكيل موجودات ماكروسكپى گوناگون با ساختار متفاوت، هستى يافته است. محوريت اين داستان را نيز تئورى اتمى ماده و نظريه تكامل در زيستشناسى تشكيل مىدهد.
(٣) نوعى هستىشناسى كاملاً مادىنگرانه كه فقط و فقط با آنچه در بندهاى (١) و (٢) مطرح شد، قابل تعريف است.
من در كتابم اين بحث را مطرح كردهام كه هستىشناسى ناتوراليستى نمىتواند درباره موجودات و پديدههاى واقعى و شش ويژگى منحصربفرد انسان يعنى خودآگاه، آزادى اراده، خردگرايى، شخصيت، ارزش ذاتى و اخلاق پاسخگو باشد و حتى براى ساختارهاى ساده اتمى نيز پاسخگو نيست.
تعريفى كه از انسان در فرهنگ عامه ارائه مىشود، اغلب بر اساس مباحث مطرح شده در علوم سخت (زمينههايى از علوم طبيعى نظير فيزيك، شيمى، زمينشناسى و زيستشناسى) يا علوم نرم (مثل علوم اجتماعى) شكل گرفته است. رويكرد شما در اين باره چقدر متفاوت است و اين موضوع تا چه ميزان حائز اهميت است؟
پرسشهاى اساسى كه درباره ذات انسان مطرح است، اينهاست: آيا خودآگاه انسان حقيقت دارد و يك بُعد غير مادى از شخصيت انسان است؟ آيا من داراى آزادى اراده هستم و اگر چنين است، اين آزادى اراده چه جور چيزى است؟ خردگرايىبشر چطور ممكن مى شود و اگر چنين چيزى ممكن است، اين موضوع چه پيامى را درباره ذات انسانى براى ما در بر دارد؟ آيا من داراى خودى يكپارچه هستم كه در خلال تغييرات به همان شكل باقى مىماند يا فقط تودهاى مركب از بخشهاىمختلف هستم؟ آيا شخصيت انسانها داراى ارزش برابر و اخلاقى است و اگر چنين است، چطور مىتوان چنين چيزى را توضيح داد؟ عمل اخلاقى يعنى چه و آيا شخصيت انسانها مىتواند درگير چنين چيزى شود؟
هيچ يك از اين پرسشها با علوم سخت و علوم اجتماعى قابل پاسخگويى يا قاعدهمند شدن نيست، چرا كه اينها همه از نظامى توصيفى و نه تجويزى پيروى مىكنند. اين علوم درباره بايدها و امكانهاى وجودى اين موارد هيچ حرفى براى گفتن ندارند. پرسشهايى كه فهرست كردم، همگى در فلسفه و الهيات مطرحاند. اين گونه در كتابم با ناتوراليستها برخورد كردهام و پاسخهايى كه به پرسشهاى فوق دادهام، بر اساس تحليلهاى موجود در فلسفه و الهيات شكل گرفته است.
هاوارد رابينسون، فيلسوف دانشگاه سنترال يوروپين بوداپست معتقد است كه "خدمت بزرگ" كتاب شما اين است كه در مجموع ثابت كرده كه ناتوراليسم در توضيح برخى از اساسىترين اصول وجودى انسان شكست خورده است. ممكن است درباره شكست ناتوراليسم بيشتر توضيح دهيد؟
بحث من اين است كه جهانبينى ناتوراليستى وجود مواردى چون ارزش زندگى، آزادى اراده و مسئوليت، خردگرايى، يكسان ماندن "خود" انسان در خلال تغييرات و امكان وجود زمينهاى براى حقوق برابر و عمل اخلاقى را انكار مىكند.
سكولاريسم با اعتماد مافوق تصورش به علوم سخت، كل وجود ما را به مغزهايمان، كل خواستههاى ما را به واكنشهاىسيستم اعصابمان، كل ارزش ما را به آنچه اجتماع ديكته مى كند تقليل داده است. در اين فرآيند، آنچه را كه ويژگى ما محسوب مىشود از دست مىدهيم - يعنى خودآگاه، آزادى اراده، خردگرايى، خود و ارزشهايمان را.
ناتوراليسم در مجموع، در ارائه تحليلى باورپذير و عميق درباره شخصيت انسانها كه نشان دهد آنها چه كسانى هستند، چطور مىتوانند داراى ارزش و هدفى در زندگى شوند و چطور مىتوانند از نظر اجتماعى و اخلاقى پيشرفت كنند، شكست خورده است. هر چه ديدگاههاى ناتوراليستى درباره شخصيت انسانها بيشتر رايج مىشود، مردم بيشتر بر ارضاء خواستههاىآنى شان متمركز مىشوند و اين به ريلى تبديل شده كه زندگىشان را روى آن پيش مىبرند. اين چيزى است كه به انفعال و انواع اعتياد مىانجامد.
براى درك نظريات شما درباره شخصيت انسان حتماً بايد به مسيحيت اشراف داشت؟
براى پذيرفتن تحليلى كه از شخصيت انسانها در كتاب "شخصيت انسانها و شكست ناتوراليسم" ارائه داده و از آن دفاع كردهام، لازم نيست كه مؤمن به مسيحيت باشيد. اما اگر آن تحليل واقعاً قابل قبول باشد، آن وقت فرد موظف است شرح دهد كه شخصيت انسانها چطور مىتواند اين گونه باشد. به عبارت ديگر، او بايد بتواند توضيحى كه جهانبينى فراگيرى در آن وجود داشته باشد، ارائه دهد.
در كتابتان بين "فرهنگ احساس" و "فرهنگ انديشه" تمايز پررنگى قائل شدهايد. ممكن است توضيح دهيد كه اين تمايز بر چه اساسى تعريف شده و چرا حائز اهميت است؟
فرهنگ احساس فرهنگى است كه فقط به جهان مادى اعتقاد دارد؛ جهانى كه قابل ديدن و لمس كردن است، حال آن كه فرهنگ انديشه هم جهان مادى را مىپذيرد و هم به جهانى غير قابل رؤيت كه از طرق ديگرى قابل درك و شناخت است، اعتقاد دارد. فرهنگ احساس چندان دوام نمىآورد چون آن منابع فكرى را كه از صور فرهنگى پرتكاپوى پيشرفت بشر حمايت مىكنند، در بر نمىگيرد. فرهنگ احساس در نهايت به حرص، خيانت و جدال بر سر قدرت منجر مىشود. به طور مثال، پر بىراه نيست كه ريشههاى فكرى بحران اقتصادى اخير را در حضور همه جانبه فرهنگ احساس در غرب امروز جستوجو كنيم. در مقابل، فرهنگ انديشه به پرسشهايى نظير اين اجازه مطرح شدن مىدهد و پاسخ قدرتمندى نيز برايشان ارائه مىكند: آيا معنايى براى زندگى وجود دارد و اگر چنين است، اين معنا چيست؟ چه چيز درست و چه چيز نادرست است؟ آيا خداوند حقيقت دارد و زندگى پس از مرگ وجود دارد؟ دولتها، آموزش و پرورش و ديگر نهادهاى كليدى چه بايد بكنند و چه نقشىرا در فرهنگى كه براى پيشرفت بشر سودمند است، ايفا كنند؟ ثروت چه نقشى را بايد در چنين فرهنگى ايفا كند؟ در نگرشى صرفاً علمى و احساسى، نه تنها به هيچ يك از اين پرسشها پاسخى داده نمىشود، كه بسيارى از آنها حتى قابل مطرح شدن نيز نيستند.
چنين به نظر مىرسد كه جهانبينىهاى مسلط نظير ناتوراليسم و پست مدرنيسم از طريق رسانهها، سرگرمىها، سياست و همچنين سياست عمومى، جاى پاى محكمى در فرهنگ عامه پيدا كردهاند، حال آن كه در ابتدا فقط در محافل آكادميك مطرح شده بودند. درست است؟
بله. دانشگاهها، رسانهها و همچنين كارخانههاى شايعهپراكنى به نيابت از رسانهها به پايگاههاى عمده ناتوراليسم تبديل شدهاند. اين نهادهاى قدرت به شدت سكولار هستند و جهانبينى مسلط بر آنها از نوع ناتوراليستى است. معتقدم كه علت جامعهشناختى اين امر اين است كه مسيحيان مدتها در زمينه مسيحيت ديدگاههاى ضد روشنفكرى داشتهاند. اما هماكنون اين ديدگاهها به ويژه در حوزههايى نظير فلسفه، مطالعات عهد جديد و روانشناسى تغيير كرده است.
نظر شما درباره جامعهاى كه انسانها را فقط از نظرگاه تقليلگرايانه نژادى و اقتصادى ارزيابى مىكند، چيست؟
در فرهنگ تقليلگرايانه، شخصيت انسانها با مواردى نظير حيوانيت، گرايشات جنسى و نژاد تعريف مىشود كه در واقع همان طور كه در كتابم مطرح كردهام، مهمترين ويژگىهاى شخصيتى ما نيستند. در چنين فرهنگى، آزادى اراده و خردگرايىغايب است و با جبرگرايى بيولوژيكى و جامعهشناسانه جايگزين شده است. در چنين روندى، مسئوليت فردى به صفر مىرسد و مهندسى اجتماعى توسط نخبگان فرهنگى اولويت پيدا مىكند. در واقع كتابم را عليه چنين گرايشاتى نوشتهام.
نمونههاى قابل توجهى مشاهده شده است كه نشان مىدهد توفق ناتوراليسم براى برخى از چهرههاى محافل آكادميك غرب در حال فروپاشى است. اگر اين ديدگاه صحيح است، ممكن است بگوييد كه چه اتفاقى دارد مىافتد؟
بيست سالى از انفجار فلسفه مسيحيت در محافل آكادميك مىگذرد و اغلب فيلسوفان مسيحى، واقعگرايانى خداپرست هستند كه اعتقادات مذهبىشان را براى استنباط معرفتشناسانه و هستىشناسانه از حوزه تخصصىشان به كار مىبرند. در دهه آتى، امتيازات مسيحيان در فلسفه حتى بيشتر هم مىشود و ديدگاههايى كه آنها را پس مىزند، قطعاً كاهش خواهد يافت. پژوهشگران حوزههاى ديگر، به ويژه حوزههايى نظير الهيات و مطالعات مذهبى نيز در ثبت اتفاقى كه دارد در فلسفه مىافتد، به خوبى عمل خواهند كرد و سعى مىكنند از اين پديده بياموزند.
منبع:
وبسايت انتشارات SCM-Canterbury
مرورى بر زندگى و آثار زندهياد مهدى آذريزدى
در جستوجوى ريشههاى ايرانى - اسلامى
نيكو پرهيزگارى
حالا همه شما از ماجرا باخبريد؛ مىدانيد كه قصهگوى خوب دوران كودكىمان ديگر پيش ما نيست. روز ١٨ تير ماه مهدىآذريزدى درگذشت، در سن ٨٧ سالگى و همين بهانهاى شد براى بازخوانى پرونده زندگى او. خيلىها درباره اين نويسنده نوشتند و حرف زدند، از سران كشور گرفته تا نويسندگان و شاعران. هر چه بود او چندين و چند نسل از ايرانيان را تعليم داد. خيلى از ما كودكىمان را با كتابهاى او به ياد مىآوريم و اصلا او بود كه براى اولين بار ما را با شيرينى قصههاىقرآن آشنا كرد. جلد پنجم از مجموعه "قصههاى خوب براى بچههاى خوب" شرح احوال و زندگى پيامبرانى است كه خداوند در قرآن كريم ياد آنها كرده است، از حضرت آدم گرفته تا نوح نبى، هود و صالح، ابراهيم خليلالله، موسى كليمالله، حضرت خضر، حضرت سليمان، حضرت داوود، حضرت يوسف، حضرت عيسى (ع) و حضرت محمد (ص). در اين كتاب آذريزدى با سادهترين زبان و به شيواترين شكل ممكن قصههاى قرآن را براى كودكان روايت و قابل فهم كرده است. ماجراىاصحاب كهف و سنگدلى و ثروتاندوزى قارون، بهشت شداد و اصحاب فيل، همه بخشهايى خواندنى از اين كتاب هستند كه ما را براى اولين بار با مفاهيم خير و شر آشنا كرد. يا جلد هشتم "قصهاى خوب براى بچههاى خوب" كه به شرح روايات و داستانهاى چهارده معصوم اختصاص دارد؛ آيا به ياد داريد كه رادمردى ائمه و بزرگوارىشان چه شور و حالى در ما برمىانگيخت؟ ما كه كودكى بيش نبوديم و ناتوان از درك بسيارى مسائل.
مهدى آذريزدى معروفترين مجموعه آثار خود، يعنى "قصههاى خوب براى بچههاى خوب" را از دهه ١٣٣٠ شروع به نگاشتن كرد، روزگارى كه هنوز نظام آموزش و پرورش به شيوه نوين در كشورمان جانيفتاده بود و هنوز كسى كودكان را جدىنمى گرفت. او در موخره جلد اول كتاب "قصههاى خوب براى بچههاى خوب" به سال ١٣٣٦ نوشت: "در اينكه بچههاى ما هم به سهم خود مانند بزرگها از فقر كتابى دچار محروميتى اسفانگيز هستند حرفى نيست. همه كسانى كه درباره تربيت و تعليم كودكان انديشه مىكنند اين را مىدانند."
اما شايد اصلىترين هدف اين معلم، فراهم آوردن داستانها و حكاياتى از بطن فرهنگ اين مردم بود. اگر آذريزدىقصههاى قرآن را به زبان ساده مىنوشت يا قصههاى كليله و دمنه، مثنوى مولوى، گلستان، شيخ عطار، مرزباننامه، سندبادنامه و قابوسنامه، مىخواست كودكان كشورمان را با اين سرمايه بزرگ معنوى كه در طول قرنها گرد آمده است، آشنا كند و به يادمان بياورد ما نيز در اين جهان كه عرصه رقابت فرهنگهاست، حرفى براى گفتن داريم. او با انتقاد از برخى آثار بىمحتوايى كه براى كودكان و نوجوانان ايرانى در آن سالها ترجمه مىشد، نوشت: "بارى آنچه ترجمه شده بىنمكتر از آنچه خودمان داريم از كار درآمده است و براى تهيه قصه و داستان براى كودكان هرگاه تتبعى در آثار قديم فارسى بشود هزاران افسانه و حكايت كه به تمام معنى خوب و آموزنده هم باشد در آثار گذشتگان خودمان وجود دارد."
و به اين نيت، مهدى آذريزدى پرتيراژترين كتابهاى تاريخ ادبيات كودك و نوجوان ايران را خلق كرد، كتابهايى كه در طول پنج دهه، هر كدام بالغ بر ٣٠ بار در شمارگان فراوان تجديد چاپ شدند.
آذر يزدى در سال ١٣٠١ در روستاى خرمشاه در حومه يزد در خانوادهاى تازه مسلمان با اجداد زرتشتى زاده شد. او از هشت سالگى همراه پدرش در زمين رعيتى كار كرد. در بيست سالگى از كار بنايى به كار در كارگاه جوراب بافى يزد كشيده شد. پس از آنكه صاحب كارگاه جوراب بافى تصميم به تاسيس دومين كتابفروشى شهر يزد گرفت، او را از ميان شاگردان كارگاه به كتابفروشى منتقل كرد. كار در كتابفروشى زمينه آشنايى او با اهالى شعر و ادب را فراهم كرد، و پس از مدتى به تهران نقل مكان كرد و در چاپخانه علمى واقع در خيابان ناصرخسرو مشغول بهكار شد.
در سال ١٣٣٥ و در سن ٣٦ سالگى، پس از آنكه قصهاى از انوار سهيلى در چاپخانه توجهاش را به خود جلب كرد به فكر سادهنويسى قصه آنطور كه مناسب كودكان باشد افتاد. اين ايده، زمينهساز خلق جلد اول كتاب "قصههاى خوب براى بچههاىخوب"، يعنى "قصههاى كليله و دمنه" شد و از آنجا كه اين كتاب با استقبال شايانى مواجه گشت، او به نوشتن جلدهاىديگرى براى اين مجموعه پرداخت. يكى از مشوقان او براى تكميل اين مجموعه دكتر پرويز ناتل خانلرى بود كه به مدير انتشارات اميركبير، ناشر "قصههاى خوب براى بچههاى خوب" گفت: "كار خوبى است، بگوييد ادامه دهد".
گذشته از اين مجموعه، مهدى آذريزدى كتاب "قصههاى تازه از كتابهاى كهن" را نوشت كه آن نيز به شهرتش اضافه كرد. آذر يزدى، در سال ١٣٤٣ از سازمان يونسكو جايزهاى دريافت كرد و در سال ١٣٤٥ دو اثر وى به عنوان اثر برگزيده? "كتاب كودك" انتخاب شد. او ازدواج نكرد و هيچگاه به كار دولتى هم مشغول نشد. آذريزدى افزون بر نويسندگى به امور غلطگيرى و فهرست اَعلامنويسى تا سالهاى آخر زندگىاش ادامه داد. او مدتى پيش از مرگاش گفته بود كه نوشتههاى ديگرى هم دارد كه به دليل عدم صدور مجوز انتشار از سوى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى انگيزه تكميلشان را از دست داده و آنها را ناتمام گذاشته است. در سال ١٣٨٣ وقتى كه كتاب "گربه تنبل" به خاطر يك واژه مجوز چاپ نگرفت، گفت كه ديگر نمىنويسد؛ "بنويسد كه چه شود؟ دوباره چند سالى معطلى و تغييرى ناخواستنى؟" او شرط كتابخوان شدن را برداشتن مميزى عنوان مىكرد.
در نهايت اين معلم بزرگ روز ١٨ تير ماه ١٣٨٨ در بيمارستان آتيه تهران درگذشت. آنچنان كه در سطرهاى بالا نوشتيم، در سوگ او خيلىها نوشتند و سخن گفتند كه گزيده آنها را مىخوانيد.
محمدعلى اسلامى ندوشن: دو سه نسل جديد ما با قصههايى كه مهدى آذريزدى از لابهلاى كتابهاى قديمى بيرون آورد، زندگى كردند. بازنويسى مهدى آذريزدى از قصههايى كه از متون كهن استخراج مىكرد، براى نسلهاى جديد ما بسيار آموزنده و اثربخش بوده است. كارى كه آذريزدى در اين سالها انجام داد، كارى بسيار مفيد بود كه كمتر كسى به اين موضوع پرداخت و او جزو اولين كسانى بود كه به بازنويسى متون كهن براى كودكان توجه نشان داد.
غلامرضا امامى: " آذريزدى "آذر"ى بود كه در سياهىهاى زندگى جان ما و نسل ما، را روشن ساخت. او هرگز جان به جيفه دنيا نفروخت و سر بر آستانى نساييد. سراى نداشت كه بياسايد اما، سراى دل همه نوجوانان در همه زمانها، سراى اوست... دانايى و آزادگى دو ويژگى برجستهى استاد ما بود. از آذريزدى بسيار كتابها به جا مانده، اما به گمانم زيباترين كتاب، كتاب زندگى او بود كه تا ابد رو به روى دل و ديدهى جويندگان جوان گشوده است. از او بياموزيم. بسيار بياموزيم."
مصطفى رحماندوست: "آذريزدى در دوران خود بازنويسى متون كهن را آغاز كرد و شايد در زمان معاصر، جزو اولين كسانى بود كه به بازنويسى قصههاى كهن پرداخت. قصههاى خوب براى بچههاى خوب با هدف مشخص و نثر خوب بازنويسىشده است كه خواننده آن به راحتى مىتواند آن را بخواند. اين سرى قرار بود در ١٠ جلد منتشر شود كه هشت جلدش منتشر شد و آذريزدى به دو جلد آخر نرسيد. او دلش مىخواست بعد از ٣٠ سال دوباره نوشتن اين مجموعه را از سر گيرد. حداقل كمك آذريزدى به بچهها اين بود كه در دورهاى كه همه فكر مىكردند متون كهن غيرقابل دستيابى است، آنها را عمومى كرد."
شهرام اقبالزاده: "آذريزدى از پيشگامان ادبيات كودك و نوجوان بود. او با خودآموختگى و سختكوشى به نيازهاىكودكان و نوجوانان ايرانى پى برد و در دورانى كه شورهزارى بر ادبيات تأليفى سايه افكنده بود، او با نگاهى خلاق، بازنويسى متون كهن ادبى و دينى را آغاز كرد و بدينترتيب به نيازهاى عاطفى و زيبايىشناختى كودكان و نوجوانان پاسخ داد. اگر ادبيات كودك را نهاد مستقل از ادبيات بزرگسال در نظر بگيريم، آذريزدى در پىريزى اين نهاد و تأسيس و كاشت و پرورش نهال ادبيات كودك و نوجوان نقش جدى داشت و توانست راهگشاى نسل بعدى نويسندگان در اين حوزه باشد. او متون كهن را با نثرى زيبا و خوشخوان توأم با زبانى معاصر و شيرين با سلسله كتابهاى قصههاى خوب براى بچههاى خوب نوشت و توانست همچون ستونى در حوزه ادبيات كودك و نوجوان قد علم كند."
معرفى تازههاى نشر
روزى روزگارى، ديروز
انصاف جز اين نيست كه گزارش اين هفته را با معرفى آثار امام موسى صدر آغاز كنيم، عالم و مجاهد نستوه شيعه كه سرنوشتى غريب يافت. در اين روزها سه كتاب از او و يا درباره او توسط موسسه نشر شهر چاپ شده است كه هر كدام مىتواند هديه خوبى براى دوستداران آن بزرگوار باشد. بخوانيد و قضاوت كنيد.
سخنرانى چهل و چند ساله
كتاب نخست، متن كامل سخنرانى امام موسى صدر در دانشكده حقوق و علوم اقتصادى دانشگاه پدران يسوعى بيروت است با نام "دين در جهان امروز". آنگونه كه از نام كتاب پيداست، امام موسى صدر تلاش كرده پاسخى به يكى از بنيادىترين پرسشهاى بشر در جهان معاصر بدهد: دين چگونه مىتواند نجاتبخش انسانى باشد كه روز به روز مادىتر مىشود و همه چيز را از دريچه ماديات مىنگرد؟ اصلا دين در اين جهان مادى چه كاربردى دارد؟ و سئوالى خاصتر؛ اسلام چه نسبتى با جهان امروز برقرار مىكند؟ در مقدمه كتاب آمده است: "امام موسى صدر را در يك كلام مىتوان انديشمند آيندهنگرى دانست كه دغدغه سرگشتگى و گم گشتگى بشر امروز را دارد و ظرفيت و توانايى اسلام را براى نجات انسان از اين آشفتگى و هراس يا ناامنى درونى و گم گشتگى موهبتى الهى مىداند."
اين سخنرانى اولين بار در تاريخ يازدهم اسفند ماه ١٣٤٦ در روزنامه الحيات منتشر شد و پس از آن در مجموعه ١٠ جلدىآثار امام موسى صدر آمد. اكنون نيز براى اولين بار به زبان فارسى ترجمه مىشود.
چهره واقعى امام حسين (ع)
كتاب دوم "حسين (ع) وارث انبيا" نام دارد و مهدى فرخيان آن را ترجمه كرده است. نويسنده در اين اثر كوشيده است چهره حقيقى قهرمان عاشورا را بنماياند و پيامش را به جانها بسپارد. امام موسى صدر در دو دهه تلاش خود در لبنان، همواره از درسهاى اين حادثه الهام گرفته است. حتى از اين واقعه براى همزيستى ميان پيروان مسيحيت و اسلام نيز بهره برده است. از اين رو تلاش مضاعفى مىكند تا غبار تحريف را از چهره اين واقعه بزدايد و با درك پيام عاشورا آن را به زبان امروزين جامعه بازگو كند.
سرنوشت امام موسى صدر
اما آخرين كتاب درباره شخص امام موسى صدر و سرنوشت آن بزرگوار است با نام "اسرار ربودن امام موسى صدر". امام موسى صدر در ٣ شهريور سال ١٣٥٧ بنا بر دعوت رسمى معمر قذافى وارد ليبى شد و در روز ٩ شهريور ربوده گرديد. دولت ليبى اعلام كرد كه او خاك ليبى را به مقصد ايتاليا ترك كرده است اما دستگاههاى قضايى دولتهاى لبنان و ايتاليا اين ادعا را رد مىكنند. مجموعه اطلاعات آشكار و پنهانى كه طى دو دهه پيش بدست آمده، همگى گواه آن هستند كه امام موسى صدر هرگز خاك ليبى را ترك نگفته است و سران دولت ليبى و شخص قذافى مسئول اين حادثه هستند. اين كتاب چكيدهاى از پروندهاى دو هزار صفحهاى است كه اطلاعاتى در اختيار علاقمندان به آزادى امام موسى صدر قرار داده و نيز انگيزه مضاعفى در كسانى كه در اين راه تلاش مى كنند ايجاد خواهد كرد. علل سفر امام موسى صدر به ليبى، امام موسى صدر كجاست، بيانيه رسمى دولت ليبى و تناقضات آن، سخنان قذافى در ديدار با هيئت علما، نظر مقامات ايتاليا، تحقيقات قضايىايتاليا و نتايج آن، تحقيقات مقامات امنيتى لبنان و موضع مجلس اعلاى شيعيان لبنان، پارهاى از عناوين اين كتاب است.
تأثير مولانا بر ادبيات و فرهنگ غرب
هفتهاى يا ماهى نيست كه كتابى درباره محمد جلالالدين بلخى ملقب به مولانا منتشر نشود، حال چه در ايران و چه در ديگر كشورهاى جهان. فرقى نمىكند. مولانا براى همه بشريت است در هر كجاى جهان كه باشند. تاثير اين شاعر ايرانى بر فرهنگهاى ديگر پوشيده نيست، آنچنان كه غرب خود را از جهاتى مرهون انديشههاى او مىداند. به تازگى اثرى تحقيقى در تبيين تأثير مولانا بر ادبيات و فرهنگ غرب منتشر شده است كه "آيينه آفتاب" نام دارد. اين كتاب اثر مشتركى است از همكارىاميرعلى نجوميان و سعيد فيروزآبادى كه در نهايت بهمن نامورمطلق، مولاناپژوه بر آن نظارت داشته است. به گفته نامور مطلق، نويسندگان اين اثر با تحقيق در منابع ادبيات آلمانى، فرانسوى و انگليسى به بررسى دامنه تأثير مولانا بر اين سه حوزه مهم و تأثيرگذار زبانى در غرب پرداخته و شرح حضور اين شاعر و چگونگى تأثيرش را در غرب مكتوب كردهاند. در اين اثر سعى شده شئون و وجوه مغفول مانده از تأثير مولانا بر فرهنگ و ادبيات غرب بيشتر بسط داده شود و مورد بررسى قرار گيرد. اين كتاب را انتشارات علمى و فرهنگى منتشر كرده است.
زردشتيان به روايت مرى بويس
از مهمترين كتابهايى كه اين روزها منتشر شده است مىتوان به كتاب "زردشتيان؛ باورها و آداب دينى آنها" اثر مرىبويس، شرقشناس شهير اشاره كرد. او استاد رشته ايرانشناسى دانشكده سواس بود كه به خاطر تحقيقاتش درباره آيين زرتشتى و زرتشتيان امروز به شهرتى جهانى دست يافت، آنچنان كه آثارش از جمله بهترين منابع براى شناخت اين دين الهىبه شمار مى رود. در مقدمه كتاب "زردشتيان؛ باورها و آداب دينى آنها" آمده است: "كيش زردشتى در تاريخ اديان جايگاه ويژهاى دارد و سرچشمههاى آن را چه بسا تا روزگار هند و اروپاييان بتوان پى گرفت. اين ويژگى، كيش زردشتى را با عقايد هند باستان پيوند مىدهد و آن را يكى از قديمترين اديان جهان مىسازد. وانگهى آموزههاى زردشت كه جنبههاىروحانى و اخلاقى والايى دارند مطالعة اين دين را بسى مسرتبخش مىسازد. كتاب حاضر نياز دانشجويان رشته اديان بهطور اعم و دانشجويان اديان ايران بهطور اخص را به طور كامل پاسخ مىگويد، چه اثرى قابل فهم، مستدل و خواندن در بارة تحول باورهاى و آداب زردشتى در طول سدههاى متمادى است."
اين كتاب با ترجمه عسكر بهرامى توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است.
آراى اخلاقى علامه طباطبايى
علامه طباطبايى نيز از آن چهرههاى درخشان تاريخ انديشه بود كه چيزى به اين جهان اضافه كرد. سالها پس از درگذشت او همچنان آثارش بازخوانى مىشود و منبعى غنى براى محققان اسلام، فلسفه و اخلاق است. به تازگى كتابى درباره "آراىاخلاقى علامه طباطبايى" تحت همين عنوان منتشر شده است كه آن را براى خواندن پيشنهاد مىدهيم. اين كتاب تاليف رضا رمضانى است و نويسنده در آن به مقدمات مباحث اخلاق، چيستى اخلاق و مفاهيم اخلاقى، رابطه علم و اخلاق و منابع و مسالك اخلاقى از ديدگاه علامه طباطبايى پرداخته است. از ديگر فصول كتاب نيز مىتوان به اين موارد اشاره كرد: منطق كشف يا منابع اخلاق اسلامى، مسائل بنيادين اخلاقى از ديدگاه علامه طباطبايى، رابطه دين و اخلاق، رابطه ادراكات حقيقىو اعتبارى ، رابطه بايد و هست، اطلاق و نسبيت در اخلاق و كليت قوانين اخلاقى. اين كتاب توسط سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى در ٤٩٦ صفحه منتشر شده است.
اين فيلسوفان غربى
و باز هم ترجمه؛ اثر ترجمه ديگرى كه در گزارشمان به آن مىپردازيم، كتاب "صد فيلسوف قرن بيستم" تأليف استوارت براون، دايان كالينسون و رابرت ويلكينسون است كه چندى پيش با ترجمه عبدالرضا سالار بهزادى توسط انتشارات ققنوس منتشر شد.
اين كتاب به واقع دايرهالمعارف كوچكى است كه خواننده را با فلاسفه جريان ساز و اثرگذار غربى در قرن گذشته آشنا مىكند و در ضمن اين آشنايى جريانهاى مهم و نوظهور فلسفى را در حوزههاى گوناگون فلسفه به تصوير مىكشد. ناشر نيز در پشت جلد كتاب نوشته است: "اين كتاب بهويژه براى نوآموزانى كه مىخواهند با فلاسفه قرن بيستم آشنايى مقدماتى حاصل كنند منبعى در خور توجه است."
زندگى و جهان انديشگى كولاكوفسكى
در نهايت مىرسيم به لشك كولاكوفسكى، فيلسوف و روشنفكر طراز اول لهستانى. خسرو ناقد مجموعهاى از گفتارها و گفتوگوهاى او را در كتاب با عنوان "زندگى به رغم تاريخ" تدوين و ترجمه كرده كه توسط موسسه فرهنگى هنرى جهان كتاب منتشر شده است.
كولاكوفسكى هم از آن دسته بزرگان است كه طعم تبعيد را در زندگى چشيدهاند. اختناقى كه حزب كمونيست لهستان در دهههاى ???? تا ???? به وجود آورده بود، او را وادار به مهاجرت به دنيايى كرد كه تا پيش از آن خود از منتقداناش بود. مدافع سرسخت ماركسيسم و كسى كه سالها به ميل خود عضويت در حزب كمونيست را پذيرفته بود مدتى را در كانادا، آمريكا و انگلستان به تدريس گذراند تا قريب به بيست سال بعد در آستانهى فروپاشى نظام توتاليتر لهستان به كشورش بازگردد، اما اين بازگشت كوتاه بود و او تريجح داد بقيه عمر را هم در تبعيد خودخواسته بگذراند. در كتاب "زندگى به رغم تاريخ" مترجم كوشيده است مسيرى كه كولاكوفسكى، انديشمند غربى، پيموده را نشان دهد و خواننده را تا اندازهاى با زندگى و جهان انديشگى او آشنا سازد.
صهيونيسم؛ دشمن واقعى كليميان
اولين جلد از مجموعه سه جلدى »صهيونيسم ؛ دشمن واقعى كليميان« پيرامون كشمكشها و اختلافات ميان اسرائيلىها و فلسطينىها كه به ادعاى »آلن هارت« نويسنده كتاب يكى از كاملترين آثار در حوزه سياستها و عملكردهاى نهضت صهيونيست در جهان مىباشد، روانه بازار كتاب شد. اين كتاب قصد دارد چالشها و كشمكشهاى ميان اسرائيل و فلسطين را به شكل دقيق و با توجه به اسناد و مداركى كه در دسترس وجود دارد با دقت روايت كند تا خواننده يا خوانش اين اثر سه جلدى به درك درستى از شرايط، موقعيت و تصميمهاى اتخاذ شده توسط اين گروهها دسترسى پيدا كند.
»آلن هارت« در اين كتاب سعى كرده تا با كنار هم قرار دادن تمامى اطلاعات و تصاويرى كه از سالهاى ١٩٤٨ به بعد از روابط اسرائيل و فلسطين در دست داشته، دادههاى جامعى را در اختيار مخاطبان قرار دهد. اين نويسنده سعى كرده تا در فصل بندى اين كتاب خواننده را به مرور با وقايع واسنادى كه در مورد چالشهاى ميان دو گروه وجود دارد آشنا كند.
اولين كتاب اين نويسنده با نام »عرفات، تروريست يا مصلح« در سال ١٩٨٤ با همكارى انتشارات »سيدويك و جكسون« منتشر و چندين بار تجديد چاپ شده است .
همين اثر در آمريكا نيز توسط انتشارات دانشگاه اينديانا و با نام »عرفات« منتشر و توزيع شده است.
تأملاتى در فلسفه انقلاب اسلامى و بازتابهاى آن در جهان معاصر
اين عنوان جديدترين كتابى است كه مشتركاً توسط مركز پژوهش و اسناد رياست جمهورى و موسسه مطالعات و تحقيقات اسلامى فتوح قم منتشر شده است. اين اثر مشتمل بر مقالهها و پژوهشهاى نظرى گوناگونى از سوى جمعى ازانقلاب پژوهان حوزه و دانشگاه است. تحليل انقلاب اسلامى ازنظر مسائل فلسفه تاريخ، نقد نظريههاى غربى در بازتاب انقلاب اسلامى با تكيه بر مورد فلسطين، بررسى و تحليل شخصيت امام خمينى و انقلاب اسلامى، انقلاب اسلامى و مسأله يهوديت و صهيونيسم، انقلاب اسلامى و بازتاب آن در لبنان برخى از محورهاى موضوعى اين مقالات است »بخش پايانى كتاب حاوى چكيدهاى از مقالات به زبانهاى عربى و انگليسى است .
فلسفه علم اقتصاد اسلامى
اين كتاب تأليف سيد حسين مير مفرى مجموعه مقالاتى است با موضوعات كشف ماهيت، اقتصاد اسلامى، دين و اقتصاد؛نظام اقتصادى اسلام و علم تحليل اقتصاد اسلامى، اسلامى كردن علم اقتصاد؛ مفهوم وروش، نظريهپردازى در اقتصاد اسلامى، مرورى بر الگوهاى اقتصاد اسلامى، علم اقتصاد اسلامى اهداف، تعريف، وظايف و روش. اين كتاب در ٣٦٠ صفحه از سوى انتشارات پژوهشگاه فرهنگ وانديشهى اسلامى منتشر شده است.
على نامه
مركز ميراث مكتوب به تازگى كتابى را با اين عنوان با مقدمه محمد رضا شفيعى كدكنى محمود اميد سالار منتشر كرده است. اين كتاب نخستين تجربه شعر حماسى شيعى در قرن پنجم توسط شاعرى گمنام با تخلص »ربيع« است كه در اعتراض به شاهنامه فردوسى سرورده شده است. اين منظومه سروده سال ٤٨٢ هجرى قمرى است كه هم از حيث قدمت تاريخ حماسههاى شيعى و هم از نظر در برداشتن لغات نادر و تركيبات فارسى ممكن اهميت فراوانى دارد كه تاكنون گمنام مانده است. »علىنامه«، اثرى است به سبك شاهنامه ى فردوسى يعنى بحر متقارب دربارهى دلاورىهاى حضرت على(ع) در جنگهاى صدر اسلام كه نسخه اصلى اين اثر در موزه قوينه است.
كه مرحوم مجتبى منيوى نسخه ى اصلى آن را به صورت ميكرو فيلم به ايران آورد» ربيع« در ابتداى اين منظومه آورده است: »وقتى كه پيامبر اكرم (ص) و امام على (ع) با دلاورى در جنگهاى صدر اسلام حماسه آفريدند بهتر بود فردوسى ،شاهنامه را درباره جنگهاى اين دو شخصيت بزرگ اسلام مىسرود نه درباره رستم و سهراب كه افسانه هستند«. اين كتاب توسط مركز پژوهش ميراث مكتوب با همكارى كتابخانه، حوزه و مراكز اسناد مجلس شوراى اسلامى و كتابخانه تخصصى تاريخ اسلام و ايران، همچنين موسسه مطالعات اسماعيليه منتشر شده است .
امنيت در نظام سياسى اسلام
كتابى است نوشته احمد جهان بزرگى كه در دو فصل به نگارش در آمده است در فصل اول نويسنده به تعريف امنيت و جايگاه آن در نظام سياسى اسلام و مجموعهاى از اصول و قواعد كلى امنيت در مكتب هدايت مىپردازد و فصل دوم به امنيت از ابعاد مختلف مانند سطح فردى، گروهى، ملى، داخلى و خارجى و امنيتهاى سياسى، نظامى، اجتماعى، فرهنگى، زيست محيطى، منابع، قضايى، روانى و اخلاقى اختصاص يافته است. اين كتاب در ٣٤٤ صفحه توسط انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى منتشر شده است.
مبانى حكمى و سياست عملى دولت نهم در روابط بين الملل
اين كتاب با گفتار هايى از دكتر محمود احمدى نژاد مشتمل بر مجموعه مقالات و پژوهشهاى گوناگونى است كه با همكارى جمعى از صاحب نظران و كارگزاران سياست خارجى تحرير و از سوى مركز پژوهش و اسناد رياست جمهورى منتشر شده است. مبانى كلى و نظريات فرهنگى دكتر احمدىنژاد در مهندسى سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران، تأملاتى در سياست خارجى دولت نهم، دولت نهم ونظام بين الملل، ديپلماسى هستهاى دولت نهم، سياستها و دستاوردها، ديپلماسى دفاعى و كاركرد آن در دولت نهم »ديپلماسى چند جانبه دولت نهم در يونسكو، ديپلماسى اقتصادى در دولت نهم، سياست خارجى دولت نهم و سازمان كنفرانس اسلامى، ديپلماسى دولت نهم در زمينه حقوق بشر، همكارىهاى منطقهاى و چند جانبه در دولت نهم بخشى از مباحث مطرح شده در فصول مختلف اين كتاب است.
نقباء البشرفى القرن الرابع عشر
جلد پنجم از اين كتاب اثر تحت همين عنوان در ٧٠٠ صفحه توسط مركز پژوهش كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراى اسلامى منتشر شد. اين كتاب به شرح حال ٨٥٥ دانشمند و چهره برجسته علمى جهان تشيع در قرن چهاردهم هجرى و در واقع بخش چاپ نشده اثرى از شيخ آقا بزرگ تهرانى است جلدهاى قبلى شرح حال علماى شيعه اين قرن تا حرف (ع) است وجلد حاضر از حرف (ف) تا پايان حرف (ى) را شامل مىشود. شرح حال اجداد حضرت آيت الله سيد على خامنهاى (رهبر معظم انقلاب) و زندگى نامه علماى معاصر شيعه از جمله سيد حسين خامنهاى (جد مقام معظم رهبرى) و آقايان سيد حسين تفرشى خامنهاى و سيد محمد پيغمبر خامنهاى (دو تن از عموهاى ايشان) و يك نامه از مقام معظم رهبرى بخشى از اين كتاب است كه كتابخانه مجلس با همكارى بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى با تصحيح سيد محمد طباطبايى بهبهانى آن را منتشر كرده است.
ارزش وقت در اسلام
اين عنوان كتابى است كه مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما و انتشارات دفتر عقل به تازگى به قلم فرحناز فردوسيان منتشر كرده است. نويسنده قصد دارد با بهرهگيرى از منابعى مانند قرآن كريم، نهج البلاغه، غررالحكم ودررالكلم، تحف العقول، پندها و حكايتهاى اخلاقى بشر امروزى را به ارزش علمى، اقتصادى، روانشناسى و معنوى وقت آشنا كرده و اهميت و چگونگى بهرهگيرى ازفرصت گرانمايه عمر را به تصوير بكشد.
فرهنگ قرآن
جلد داوزدهم كتابى با همين عنوان تأليف آيت الله هاشمى رفسنجانى براى دومين بارتوسط موسسه بوستان كتاب منتشر شد. فرهنگ قرآن معجم معنايى معارف و مفاهيم قرآن كريم است كه به شيوههاى نوو به صورت الفبايى تنظيم شده است. اين فرهنگ حاوى هزاران موضوع قرآنى است كه علاوه بر اطلاع رسانى در زمينه معارف قرآن، نوعى تفسير موضوعى نيز محسوب مىشود.